گذر از مدرسه سنتی به مدرسه یادگیرنده

آنچه در این مقاله خواهید خواند..

transition-traditional-school-learning-school

مدارس امروز با فشارهایی مواجه‌اند که برای هر نوع سازمان دیگری ناشناخته است. نظام آموزشی ما که برگرفته از الگوی دوره سنتی است، غالباً در مواجهه با دنیای پرشتاب امروز ضعیف عمل می‌کند. مدارس دیگر نمی‌توانند افراد را برای دنیای بیست سال آینده آماده کنند. برای عبور از این بن‌بست، نیازمند تغییر الگوی مدیریت کلاس و بازتعریف نقش معلم هستیم؛ تغییری که از «سلطه و مدیریت بیرونی» به سمت «تسهیل‌گری و یادگیری مشترک» حرکت کند.

ضرورت عبور از ایدئولوژی سلطه‌ در کلاس درس

پائولو فریره، نظریه‌پرداز برجسته تعلیم و تربیت، نگاه بسیار دقیقی به آفت‌های آموزش یک‌طرفه و بالا به پایین دارد. او معتقد است:

«هرگاه نتیجه دوگانگی میان آموزاندن و آموختن به امتناع آموزگاران از آموختن از آنان که یاد می‌گیرند منتهی شود؛ باید ریشه‌های آن را در ایدئولوژی سلطه‌یابی جستجو کرد. آنان که برای آموزاندن دعوت می‌شوند، باید خود اول بیاموزند که چگونه با شروع به آموزش، می‌توانند یاد بگیرند.»

در یک «مدرسه یادگیرنده»، ما دانش‌آموزان را دریافت‌کنندگان منفعل دانش نمی‌بینیم، بلکه آنان در تولید دانش و تکامل مدرسه شریک هستند. کلاس درس نباید میدان اثبات برتریِ علمی معلم باشد، بلکه کارگاهی مشترک است.

گذر از مدرسه سنتی به یادگیرنده

معلم؛ مهماندارِ دانش و یادگیرنده مادام‌العمر

یکی از ارکان اصلی مدارس پویا این است که خود معلمان، یادگیرنده‌هایی مستمر و مادام‌العمر باشند. معلم باید به گونه‌ای عمل کند که دانش او درباره درس تخصصی و مهارت معلمی‌اش در طول زندگی دائم در حال کامل شدن باشد. در این الگو، معلمان چون مهماندارانی عمل می‌کنند که ارتباط دانش‌آموزان را با یکدیگر و با پایه‌های دانش پرورش می‌دهند. این مفهوم، ریشه‌های عمیقی در مکتب اسلام نیز دارد. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در این باره می‌فرمایند:

«أعلَمُ النّاسِ مَن جَمَعَ عِلمَ النّاسِ إلى عِلمِهِ؛ داناترين مردم كسى است كه دانش مردم را با دانش خود جمع كند.» (میزان الحکمه، جلد ۸، صفحه ۱۱۹)

مدیریت از بیرون یا مدیریت از درون؟ (گذر از حضور و غیاب به هم‌گامی)

برای تحقق این یادگیری مشترک، نیازمند تغییر روش مدیریت در مدرسه هستیم. مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی با یک تمثیل بی‌نظیر، تفاوت مدیریت تحمیلی (از بیرون) و مدیریت انگیزشی (از درون) را بیان کرده‌اند:

«پهلوانی بزغاله‌ای را بغل می‌کند و صد متر راه می‌برد. پس از طی راه، خودش و بزغاله خسته می‌شوند و کار تعطیل می‌گردد. حال یک بچه ۸ ساله به جای یک پهلوان، ۲ هزار گوسفند به جای یک بزغاله، همپای آن‌ها از شهری به شهری راه می‌رود به جای آنکه آن‌ها را بغل کند. بغل کردن یعنی مدیریت از بیرون که دستاورد غرب است و بهترین مثال آن “حضور و غیاب” است. اگر به آن‌ها بگویند فردا درس تعطیل است، ‌همه خوشحال می‌شوند چون حس زندانی بودن می‌کنند؛ چون از بیرون مدیریت می‌شوند. اسلام به مدیریت از درون معتقد است؛ به همپا راه رفتن نه بغل کردن.»

اما مدیریت از درون چگونه شکل می‌گیرد؟ پایه و اساس آن، «دیدنِ» واقعی دانش‌آموز است. ارتباطات خوب با توانایی تشخیص هویت و ارزش‌دهی به دیگری شروع می‌شود. در قبایل ناتال در آفریقا، سلام کردن با عبارت «تو را می‌بینم» انجام می‌شود. اگر دانش‌آموزی در مدرسه دیده نشود و قابلیت‌های درونی‌اش مورد احترام قرار نگیرد (مانند دانش‌آموزی که نمرات پایینی دارد اما هنرمند یا موسیقی‌دان خوبی است و هرگز در مدرسه دیده نمی‌شود)، هرگز نمی‌توان او را از درون مدیریت کرد.

transition-traditional-school-learning-school

معلمی که بر اساس «مدیریت از درون» عمل می‌کند، نیازی به اهرم‌های فشار بیرونی ندارد. او همچون یک مهماندار و تسهیل‌گر، همپای دانش‌آموزانش قدم برمی‌دارد، از آن‌ها یاد می‌گیرد و شوق یادگیری را در وجودشان نهادینه می‌کند. در چنین سیستمی، مدرسه دیگر شبیه به زندان نیست، بلکه هسته اصلی ارتباطی است که در آن، معلم، دانش‌آموز و اولیا در یک چرخه تأثیر دوجانبه برای یادگیری قرار دارند.

برای مطالعه بیشتر در زمینه مدرسه یادگیرنده می‌توانید از فایل ضمیمه استفاده کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات مرتبط

درخواست مشاوره

برای ثبت درخواست رایگان مشاوره تخصصی سئو با ما تماس بگیرید. 

الان در دفتر هستیم با ما تماس بگیرید!

تلفن پشتیبانی مرکز:
۰۳۱۴۵۶۶
پست الکترونیک:
info@poonehmedia.com

مشاوره تلفنی رایگان